نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 24 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

 یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه یه نامردی اشکاتو ببینه وبهت بخنده !؟

گفتم اگه بارون نیومد چی ؟….

گفتی اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمون گریش میگیره….

 گفتم یه خواهش دارم. وقتی آسمون چشمهام خواست بباره تنهام نذار…

 گفتی: چشم !!

حالا امروز من دارم یه گوشه ی خلوت گریه می کنم اما آسمون نمی باره….

 تو هم اون دور دورا ایستادی و داری به من می خندی..!!

آخه چرا ؟مگه گناه من چیه ؟

 

بارون

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 24 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

آه…حیف روزایی که بی تو به سر شد
حیف شب هایی که بی من سحرشد
تو بی من تنها… من از تو تنهاتر
حیف این عمری که تنها تلف شد

من سردم تو سردی دل نیمه جونه
میسوزه ,میسازه, درب و داغونه
میلرزه حتی با چیک چیک
اشکام
مثل گنجشکی که زیر
بارونه

لب هامون لبخند عشق رو کم داره
دلگیرن روزامون لحظه غم واره
دستاتو نذرم کن خیلی محتاجم
پاییزم می ریزم رو به تاراجم

آه ! من ابرم ، تو بارون این قصه خیسه
خورشید و برگردون اینجا قدیسه
اعجاز بارون و
باور کن وقتی
می خواد این احساسو از نو بنویسه

من ابرم تو بارون این لحظه نابه
این لحظه مخصوص ماه و مهتابه
بیدارم یا اینکه میبینم خوابه 
کی نیلوفر سهم
قلب مردابه؟

اینجا قلب آدم ها بی فانوسه
رویاشون رویا نیست عین کابوسه
این جا چشمامون تو
گریه می پوسه
من جایی می خوام با تو قد بوسه

ما دستامون با هم دنیا می سازه
بی سقف و بی دیوارو بی دروازه
ما با هم هستیم و با هم می میریم
بپر با من بپر وقت
پروازه

 

 

 

 

پرواز دوری تنها بارون
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 22 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي ميکنن ديوانگي چشمميذاره همه مي رن غايم ميشن تنبلي اون نزديکا غايم ميشه حسادت ميره اون ور غايم ميشه عشق مي ره پشت يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي هم درد عشق کور شد و بس

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 22 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

داره بارون میاد کوچه بازم لبریزه احساسه


هنوزم نم نم بارون صدای ما رو میشناسه

همین دیروز بود انگار تو با من تو همین کوچه


میگفتی
زندگی وقتی تو با من نیستی پوچه

آهای بارون پائیزی کی گفته تو غم‌انگیزی


تو داری
خاطراتم رو تو ذهن کوچه می‌ریزی

توی تقویم ما دو تا بهار از غصه می‌سوزه


واسه ما اول پائیز هنوزم عید نوروزه

 

پائیز بارون

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 10 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |
چشم های بارانی چقدر قیمت دارند؟

 

روزی که از نبودن آشنایی پشت پنجره آرام آرام فرو میریزند

 

هنگامی که واژه تلخی را هر بار که به زبان میاوری بغض گلویت را میفشارد

 

لحظه ای که سرد ترین جواب را از گرم ترین حادثه زندگیت به نظاره مینشینی

 

و اندک جایی که نیاز داری تا کسی نباشد!تو باشی و خدا.......

 

و ذکرهای زیر لبی که آرامت میکنند!

 

با خود فکر میکنی....

 

وسعت دوست داشتن چقدر است؟

 

به اندازه مهربانی مادر به کودک ؟

 

به اندازه دست های گرم و آغوش باز یک پدر؟

 

به اندازه درد و دل با خواهری که چشم در چشمت دلسوزانه به فکر توست!

 

یا برادری که حتی از دور ترین فاصله ها  استواری فامتش دلت را آرام میکند!

 

آری میخواهم بگویم اگر وسعت دوست داشن را بفهمی خانواده ای داری که

 

که به اندازه تمام تعریفت ازعشق تو را لبریز از محبت میکنند

 

...

 

....

 

.....

 

......

 

و تا زمانی که چیزی را از دست نداده باشی به نبودن فکر نمیکنی!

 

 من میگویم  و تو میشنوی !و تا انتها این قصه باقیست

 

بی آنکه تو بدانی و من بخواهم....
_
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 10 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

  وقتی که تو بارانی می‌شوی در آسمان چشمانت غرق می‌شوم و فراموش می‌کنم که هوا پاییزی است. برخیز تا پنجره‌ها را به روی خزان ببندیم، بیم دارم خزان خاطراتمان را غارت کند. باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده. از خلوت کوچه دلم می‌گیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم. هر چند که می‌دانم بارانی شدن، دل آسمانی می‌خواهد ...

 

               

پنجره پاییز بارانی باران اشک

   

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 10 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

دلم برای كسی تنگ است كه زیبایی روح را می ستاید ، مهربانی را دوست دارد
گذشت را می فهمد ، سادگی را زیور می داند ، وفا را گوهر.
دلم برای كسی تنگ است كه چشمان خیس از اشك را می بوسد
و با سر انگشت مهربانش آبی آسمان را نشان می دهد
كسی كه به خاطرم آفتابی می شود.

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 10 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

نام تو را آورده ام دارم عبادت مي كنم                     گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت مي كنم ،

   دستت به دست ديگري از اين گذشته كار من           اما نمي دانم چرا دارم حسادت مي كنم ،

گفتي دلم را بعد از اين دست كس ديگر دهم                 شايد تو با خود گفته اي دارم اطاعت مي كنم

رفتم كنار پنجره ديدم تو را با بگذريم ٬                         چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت مي كنم ،

من عاشق چشم تو ام تو مبتلاي ديگري                      دارم به تقدير خودم چندي است عادت مي كنم

تو التماسم مي كني جوري فراموشت كنم ٬                   من با التماس تو را به خانه دعو ت مي كنم ،

گفتي محبت كن باشد ٬ خداحافظ ولي ٬                         رفتم كه تو باور كني دارم محبت مي كنم

 

يادمان باشد ...

نوشته شده در تاريخ چهار شنبه 9 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

ساقیا امشب صدایم باصدایت ساز نیست

یا که من بسیارمستم یاکه سازت ساز نیست

ساقیا امشب مخالف مینوازد تار تو

یا که مستو خرابم یا که تارت تار نیست

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

del ava_73.jpg

...دلی در عشق چون پروانه دارم ...

 

...زدرد سوختن پروا ندارم...

 

...نه لایق بر بساط خانقاهم...

 

...نه میل مسجد و میخانه دارم...

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

تو ای زیبا ترین شعر رهایی

توای گلبرگ سرخ آشنایی

میان کوچه های تار قلبم

به دنبال تو می گردم

کجایی ؟؟؟

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبیا تا قصه نیمه تمام عشق را با شیرینی به پایان برسانیمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبرگرد تا قصه من و تو پایانش تلخ و غم انگیز نباشدبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comدلم برای لحظه های دیدار با تو تنگ شدهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comچه عاشقانه نگاهم می کردی و حرف می زدیبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comچرا رفتی از کنارم؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comتو رفتی و من تنهای تنها در این دنیای بی محبتبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبا چند خاطره ماندمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبرگرد تا دوباره آن خاطره های شیرین باهم بودن تکرار شودبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comدلم بد جور برای تو برای حرف هایت تنگ بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comصدای خنده هایت تنگ شدهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبا آمدنت من را دوباره زنده کنبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comواحساس را دوباره در وجودم شعله ور کنبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comتا عاشقانه تر از همیشه از تو آن عشق پاکت بنویسمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |
 

خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو

سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو

ای کوه پرغرور من سنگ صبور تو منم

 ای لحظه سازه عاشقی  عاشق با تو بودنم

 

روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت

تو ماندگاری دردلم میدانمت میدانمت

ای همه ی وجود من نبود تو نبود  من

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 6 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 6 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

سوختم باران بزن شايد تو خاموشم كني
شايد امشب سوزش اين زخم هارا كم كني
آه باران من سراپاي وجودم اتش است
پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 6 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

من نه عاشق بودم،نه محتاج نگاهي كه بلغزدبرمن
من خودم بودمو يك حس غريب كه بصدعشقو هوس مي ارزيد
من خودم بودمو دستي كه صداقت ميكاشت گرچه درحسرت گندم پوسيد
من خودم بودمو هرپنجره اي كه به سرسبزترين نقطه بودن وابود
وخدا ميداند،بي كسي ازته دلبستگيم پيدابود
من نه عاشق بودم،نه دلداده به گيسوي بلندو نه آلوده به افكارپليد
من به دنبال نگاهي بودم كه مراازپس ديوانگيم ميفهميد

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 6 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

 صداي سکوت لحظه ها

، شنيدن نـداره توي آسموني که کرکسا پرواز مي‌کنن ديگه هيچ شاپرکي

 ، حس پريدن نداره دستاي نجيب باغچه ، خيلي وقته خاليه …

 از تو گلدون ، گلاي کاغذي چيدن نداره بذا باد بياد

، تموم دنيا زير و رو بشه قلباي آهني که

 ، ديگه تپيدن نداره خيلي وقته ، قصه ي اسب سفيد ، کهنه شده

 وقتي که آخر جاده‌ها رسيدن نداره نقض قانون آدم‌ بزرگا جـُرمه ، عزيزم چشاتو وا نکن ، اينجا هيچ چي ديدن نداره...

نوشته شده در تاريخ شنبه 5 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را ...

 

نوشته شده در تاريخ شنبه 5 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

بزن باران بزن دیوانه ام کن

بزن باران بزن ویرانه ام کن

بزن باران که احساسم کند درد

بزن باران بزن نم نم ولی سرد

بزن باران که چترم را با برد

بزن باران که عشقم ما از ياد برد

بزن باران که ناودان ها بخوانند یکصدا آواز شرشر

بزن باران بزن گم کرده ام راز تظاهر

بزن باران که خاک کوچه ها را غم گرفته

بزن باران که بازم رد پاهام را هوای نم گرفته

بزن باران بزن اين دم کمی لب خنده باشم

بزن باران که داند بیت بعدي زنده باشم؟

نوشته شده در تاريخ شنبه 5 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

هم صدای شب من زندگی بودن نیست.
       در رگ سبز حیات   جای پوسیدن نیست.
              زندگی چون نهری است که تمامش شکن است.
                        زندگی بودن نیست !   زندگانی شدن است

نوشته شده در تاريخ شنبه 5 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش 

به خدا  می برم از شما دل دیوانه خویش

 

می برم , تا که در آن نقطه دور 

شستویش دهم از  رنگ گناه

شستویش دهم از لکه ی عشق

زین همه خواهش بی جا و تباه

 

می برم تا زتو دورش سازم

ز تو ای جلوه ی امید محال

می برم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد و وصال

 

ناله می لرزد می رقصد اشک

آه بگذارد که بگریزم من

از تو ای چشمان جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

 

بخدا غنچه ی شادی بودم

دست  عشق آمد  از شاخم چید

شعله  ای آه شدم صد افسوس

که لبم باز به آن لب  نرسید

 

عاقبت بند سفر پایم بست

می روم خنده به لب خونین دل

می روم از دل من دست بدار

ای  امید عبث بی حاصل

نوشته شده در تاريخ شنبه 5 شهريور 1390برچسب:, توسط ستاره |

تو شعرر شب های منی بی  شک تو رویای منی

من رود در  خروشم و بی شک تو زیبای منی

دیای من زلفان تو آری ! تو دنیای منی

زیبا ندارد دره  به  دل تنها تو  زیبای منی

من سر  بزیر عشقم و هم هوی منی و هم های منی

امروز من از غم پر و شادی فردای منی

تو شور در حال منی

تو تنها در فال منی

تو نغمه ساز منی بی شک تو آواز منی

من مرد پر اسرارم و زیباترین راز منی

هر جا روی در سوتیم در قلب پر آز منی

زیباترین در جهان تو یار ممتاز منی 

                                                        خوبان فراوان دیده ام اما تو طناز منی

تو شور در حال منی

تنها تو در فال منی

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.